چگونه شور و اشتیاق به موفقیت منجر می‌شود؟

شور و اشتیاق؛سبب‌سازِ موفقیت/فاروق رادوان
چگونه شور و اشتیاق به موفقیت منجر می‌شود؟
نویسنده: فاروق رادوان  |  ترجمه: سپیده ناجی

چگونه شور و اشتیاق به موفقیت منجر می‌شود؟

بیشتر مردم از چگونگی به وقوع پیوستنِ موفقیت و چگونگی پیروز شدنِ افراد موفق تعجب می‌کنند. خبر خوب در ارتباط با موفقیت این است که هیچ رازی در این‌باره وجود ندارد که شما ملزم به دانستن برای دست آوردن آن باشید. هرچه که بیشتر درباره داستان‌های موفقیت می‌خوانید، بیشتر متوجه می‌شوید که افراد موفق یک مسیر مشخصی از طرز تفکر را به اشتراک می‌گذارند که شما به محض این که شروع به فکر کردن مانند این افراد نمایید، می‌توانید به یکی از آنها تبدیل شوید. خیلی از افراد موفق این نظریه را با هر برخاستنِ دوباره و به موفقیت رسیدن پس از اولین رویارویی با باخت و زیان‌های ویرانگر تائید کرده‌اند. آنها شانس این را داشته‌اند که در هر زمینه‌ای به موفقیت برسند و شاید برای به موفقیت رسیدن پس از آغاز دوباره همه آنها، برای بار دوم یا سوم برنامه‌ریزی و مدیریتی نداشته باشند. یکی از مهم‌ترین ویژگی و صفاتی که یک فرد برای موفق شدن باید داشته باشد اشتیاق است. در این مقاله به شما داستان واقعی زندگی‌ای را خواهم گفت که نشانگر این است که چگونه شور و اشتیاق به موفقیت منجر می‌شود؟

اشتیاق، موفقیت و ایستادگی

عمر هروی، یکی از دوستان صمیمی من علاقه وافری به اسکیت‌بازی کردن داشت. او هر روز اسکیت بازی می‌کرد، سپس روزی تصمیم گرفت تا شرکتی راه‌اندازی کند که چوب اسکیت بفروشد اما او با یک چالش بزرگ روبرو بود؛ هیچ‌کس در مصر اسکیت‌بازی نمی‌کرد به جز خود او! عمر فقط تصمیم نداشت که چوب‌های اسکیتی که عاشقشان بود را بفروشد. علاوه بر آن او تصمیم به ساخت بازاری گرفته بود که اصلاً وجود خارجی نداشت! امروزه همه فروشندگان در ابتدا شروع به تشخیص بازارهای لازم می‌کنند قبل از اینکه محصولات خود را پخش کنند.

عمر در آغاز تصمیم به ایجاد بازارِ خودش و سپس پخش محصولات گرفت. او هر روز مجبور بود تنها اسکیت‌بازی کند تا با حقه و تردستی، مردمی را که در مقابلش پیاده قدم می‌زدند، تحت تاثیر قرار دهد. هر زمانی که فردی می‌ایستاد تا اسکیت‌بازی او را تماشا کند، عمر او را تشویق می‌کرد تا اسکیت‌بازی را به خوبی شروع کند. عمر یک سال و نیم صرف آن کرد تا فقط تیمی را که متشکل از ۳۰ اسکیت‌باز بود مدیریت کند! من یک دفعه از او پرسیدم: “چطور یک سال و نیم این کار را انجام دادی بدون آن که تسلیم شوی؟ حتی با توجه به این که می‌دانستی میزان رشد اسکیت‌بازها نزدیک صفر است؟” او پاسخ داد: “من علاقه زیادی به اسکیت‌بازی دارم و واقعا از انجام این کار خوشحال بودم حتی با این که هیچ پولی از آن به دست نیاوردم.”

طی سالیان کوتاهی، بیش از ۷۰۰۰ اسکیت‌باز، جمعیت انجمن اسکیت‌بازی را تشکیل دادند! شرکت عمر (skateimpact) تنها توزیع‌کننده چوب‌های اسکیت در مصر است که میلیون‌ها پوند ارزش دارد و این مسئله سبب جلب توجه رسانه‌ها شد. تجارت عمر امروزه به یک تجارت ویژه تبدیل شده و در مدت کوتاهی شرکت Red Bull با آن قراردادی بست و از آنها خواست تا از گروه اسکیت‌بازِ او برای فروش محصولاتش استفاده کند.

اشتیاق،سرآغاز و منشأ پبدایش نبوغ

درس‌های طلایی:

درس‌هایی که باید از این داستان بگیریم چه چیزهایی هستند؟

۱. گاهی اوقات باید به راه خود ادامه دهید حتی اگر نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود؛

عمر برای یک سال و نیم بدون هیچ پیشرفتی هر روز اسکیت‌بازی می‌کرد. طی ۱۸ ماه فقط به مدیریت تیمی متشکل از ۳۰ اسکیت‌باز پرداخت! اگر می‌خواهید که در زندگی موفق شوید این را در ذهن داشته باشید که باید در خلال آن اوقاتی که هیچ نتیجه‌ای نمی‌گیرید به رفتن و تلاش کردن ادامه دهید. اگر پافشاری کنید و سماجت داشته باشید، نتایج دیر یا زود پدیدار خواهند شد.

۲. برای ادامه دادن نیاز به سوخت دارید؛

بیشتر مردم به من می‌گویند که انرژی کافی برای ادامه دادن را ندارند و پاسخ من به آنها این است که: دنبال چیزی باشید که به آن علاقمند هستید. عمر از اسکیت‌بازی کردن خوشحال بود حتی زمانی که در سال‌های اول پولی از آن کسب نمی‌کرد. به بیان دیگر او علاقه وافری به این سرگرمی خود داشت و این دلیلی بر داشتن انرژی به منظور ادامه دادن در این راه بود.

۳. وقتی رویاهای شما خیلی بزرگ باشند واقعیت‌ها شمرده نمی‌شوند؛

عمر می‌توانست تسلیم شود چون:

۱)هیچ بازاری برای اسکیت‌بازی و متعلقات آن در مصر وجود نداشت.

۲)اسکیت‌بازی با فرهنگ مردم مصر بیگانه بود.

۳)افراد زیادی او را به سخره می‌گرفتند زیرا اون در سن پیری اسکیت بازی می‌کرد.

۴)در طی ۱۸ ماه او فقط به مدیریت برای ترغیب ۳۰ نفر به اسکیت‌بازی می‌پرداخت. در هر نقطه‌ای او می‌توانست متوقف شود و به موفقیتی که امروز دست یافته نرسد.

اگر شما برای موفق شدن یا به دست آوردن رویای خاصی جدی هستید، واقعیت‌ها نباید شمرده شوند و به نظر آیند.

شجاعت تعقیب رویاها

من تصمیم گرفتم در سن ۲۸ سالگی یک میلیونر خودساخته شوم. این برای من به سبب شانس اتفاق نیفتاد چون من ۵ سال قبل از به دست آوردن هدفم آن را دائم می‌نوشتم. ثروتمند شدن شانسی نیست. به سبب بزرگ شدن و باهوش بودن هم نیست. فقط به دلیل داشتن باورهای مشخص درباره پول و زندگی است.

 

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید